چراغاني

چراغاني

آراستن و آذين بستن خانه و شهر، هنگام جشنها و اعياد و پيروزيها.در بدو ورود اهل بيت امام حسين «ع » به کوفه و نيز دمشق، مواجه با آذين بندي و چراغاني و مراسم جشن و شادماني شدند.به نقل بعضي تواريخ اهل بيت را سه روز در دروازه شام نگهداشتند تا کار چراغاني شان کامل شود و شهر را با زيورها، حله ها، ديبا و زر و سيم وانواع جواهرات بيارايند.آنگاه مردان، زنان، کودکان، و بزرگسالان، وزيران، و اميران، يهود و مجوس و نصارا و همه اقوام به تفرج و تفريح بيرون آمدند، با طبلها، دفها، و شيپورها و سرناها و ابزار لهو و لعب ديگر.چشمها را سرمه زده، دستها را حنا بسته و بهترين لباسها را پوشيده و خود را آراسته بودند.شهر چنان وضعي داشت که گويا از همه مردم در سطح شهر دمشق، رستاخيزي به پا شده است.و در چنين وضعي بود که سر مطهر امام حسين «ع » را وارد کردند که بر فراز نيزه بود و پشت سر آن، اسيران اهل بيت را از دروازه ساعات به داخل آوردند.

عمرو بن قرظه انصاري

 

عمرو بن قرظه انصاري

اصلا مدني و ساکن کوفه بود. عمرو ششم محرم وارد کربلا شد. عمرو بن قرظه، در کربلا از ياران بسيار فعال امام عليه السلام محسوب مي شده بطوريکه همراه سعيد بن عبدالله پاسداري و محافظت از امام عليه السلام را به عهده گرفته و در اين راه چندين چوبه تير به سر و سينه اش رسيده و مجروح شد.عمرو قبل اينکه عازم ميدان شود هر تير و شمشيري که به جانب امام حسين عليه السلام مي آمد، به جان مي خريد. و يک مرتبه هم امام عليه السلام او را جهت تعيين وقت مذاکره، نزد عمر سعد فرستاد.در اين ملاقات امام عليه السلام ابن سعد را به نصرت خويش فراخواند. او عذر آورد، از جمله گفت که خانه ام خراب مي شود، حضرت فرمود: من بنا مي کنم. عمر سعد گفت: ملکم را مي گيرند. امام فرمود: من بهتر از آن را از مال خودم در حجاز به تو خواهم داد، باز هم قبول نکرد.